صائن الدين على بن تركه
53
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
انا افصح كه حديث تو در افواه انداخت * قصهء يوسف مصرى همه در چاه انداخت و هم چنانچه روى اول كه عبارت از سطح ظاهر وجه است و لوح صور كتابى حروف است ، جامع و مظهر همهء مشاعر و اكثر قواى انسانى است كه هريك را در آنجا صورتى خاص ظاهر شده و همه را در خود مىنمايد چنانچه در مفاحص تحقيق آن شده ؛ همچنين روى دوم كه عبارت از سطح باطن وجه است و زبان و دهان ، صورت آن است ، جامع و مظهر حروف كلامى است كه هرچه هست همه را به صورتى خاص به دو مىنمايد . از براى اين است كه سنت سنيّهء محمد مصطفى - صلى اللّه « 1 » عليه و سلم - ساير اركان وضو را بعد از بسمله و غسل كفين كه اشارت به توجه « 2 » است ، به روى وجودى سوى سماى اسماى حق و شستن يمين و يسار تصرف از غير او و كف دست اختيار و اقتدار ، مصدّر به مضمضه و استنشاق گردانيد ، تا تطهير شامل هر دورو باشد . و چون مورد استنشاق را درآمدن و رفتن هواى متنفس كه حامل « 3 » صور حروف و كلاماند با دهان شركت ثابت است ، هرآينه در اين تطهير رديف او گشت ، چنانچه گوش شنوايى و گردن انقياد ، كه در كشيدن مسح ملامت رديف سر شدند و در پيشترك ايمايى بدان كرده شده . و چون در اصول احصايى مقرر گشته كه ساير مقاصد و نتايج از عدد ثلاثه متولد مىگردد كه يكى از آن به منزلهء پدر شود و دوم به منزلهء مادر و سوم به منزلهء امتزاج و ازدواج ، هرآينه در ساير اركان وضو كه غايت آن تولد تطهير است بعد از تقديم طرف يمين روحانيات كه اشارت به اهتمام در تطهير باطن است اولا چنانچه گفتهاند « 4 » : شستنى اندرون تو است اول * ز آنكه بيرون ، خود آب مىشويد
--> ( 1 ) - ن : عليه و آله و سلم . ب : و آله . ( 2 ) - ن : به توجه به روى . ( 3 ) - ب : حاصل . ( 4 ) - ب : بيت .